نفت، جنگ و صلحی که فقط از پالایشگاه‌ها شروع می‌شود!!

نفت، جنگ و صلحی که فقط از پالایشگاه‌ها شروع می‌شود!!

گاهی برای فهم سیاست، لازم نیست به سخنرانی‌ها گوش بدهیم؛ کافی است ببینیم چه چیزی را متوقف می‌کنند و چه چیزی را ادامه می‌دهند.

پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران ، سال‌هاست جنگ‌ها با نام‌های مختلف ادامه پیدا می‌کنند؛ امنیت، تمامیت ارضی، دفاع، بازدارندگی و صلح. اما در پشت بسیاری از این واژه‌ها، یک واقعیت سخت و کمتر شاعرانه وجود دارد: انرژی.

روسیه و اوکراین سال‌هاست درگیر جنگ‌اند. در این میان، روسیه متهم به استفاده از پهپادهای ساخت ایران شد؛ موضوعی که روابط تهران و کی‌یف را نیز تحت تأثیر قرار داد. ایران ابتدا ارسال پهپاد را انکار کرد، اما بعدها اعلام شد که تعدادی پهپاد پیش از آغاز جنگ به روسیه تحویل داده شده است.

جنگ ادامه پیدا کرد و به‌تدریج میدان نبرد فقط به جبهه‌های نظامی محدود نماند. پالایشگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های نفت و گاز نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل شدند.

اینجا داستان جالب‌تر می‌شود.

اوکراین برای ضربه زدن به اقتصاد و توان جنگی روسیه، به تأسیسات نفتی و پالایشگاه‌های این کشور حمله کرد. اما هر پالایشگاهی که آسیب می‌دید، فقط یک ساختمان در روسیه نبود؛ بخشی از ظرفیت تولید فرآورده‌های نفتی جهان نیز از مدار خارج می‌شد.

و این همان جایی است که جنگ یک کشور، به مسئله‌ای برای بازار جهانی تبدیل می‌شود.

وقتی عرضه گازوئیل کاهش پیدا می‌کند، قیمت حمل‌ونقل بالا می‌رود. وقتی هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود، کشاورزی، صنعت و زنجیره توزیع کالا نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در نهایت، جنگی که هزاران کیلومتر دورتر اتفاق می‌افتد، می‌تواند خودش را در قیمت سوخت و کالاهای روزمره مردم نشان دهد.

اینجاست که دونالد ترامپ وارد داستان می‌شود.

ترامپ در شرایطی که بازار انرژی با فشار مواجه است، از توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی روسیه و اوکراین سخن می‌گوید و حتی برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار مجوزهایی صادر می‌شود.

بعد هم از چیزی به نام «آتش‌بس انرژی» سخن گفته می‌شود.

اما یک سؤال ساده شکل می‌گیرد:

اگر توقف حمله به پالایشگاه‌ها ممکن است، چرا توقف کل جنگ ممکن نیست؟

پاسخ شاید در تفاوت میان «جنگ» و «هزینه جنگ» باشد.

پایان واقعی جنگ روسیه و اوکراین به حل اختلافات بسیار پیچیده‌ای نیاز دارد؛ سرزمین، امنیت، ناتو، آینده سیاسی اوکراین و تضمین‌های امنیتی روسیه و ده‌ها مسئله دیگر.

اما متوقف کردن حمله به پالایشگاه‌ها، مسئله‌ای بسیار محدودتر است.

لازم نیست درباره مرزها توافق شود.

لازم نیست درباره آینده اوکراین تصمیم گرفته شود.

لازم نیست همه اختلافات روسیه و غرب حل شود.

فقط کافی است نفت و گازوئیل دوباره در بازار جریان پیدا کند.

به همین دلیل شاید بتوان گفت آتش‌بس انرژی، نسخه کوچک‌تر و کم‌هزینه‌ترِ صلح است.

اما این داستان وقتی به ایران می‌رسد، سؤال دیگری ایجاد می‌کند.

ایران هم نفت دارد. ایران یکی از کشورهای مهم نفت‌خیز جهان است. ایران هم می‌تواند نفت و فرآورده‌های نفتی وارد بازار جهانی کند.

پس چرا وقتی آمریکا نگران عرضه انرژی است، به سراغ نفت ایران نمی‌رود؟

چرا برای نفت ایران همان راهی که برای گازوئیل روسیه باز می‌شود، باز نمی‌شود؟

اینجا دیگر مسئله فقط اقتصاد نیست.

روسیه، با وجود جنگ با اوکراین، برای آمریکا یک مسئله ژئوپلیتیک است؛ اما ایران در شرایط فعلی درگیر یک تقابل مستقیم‌تر و چندلایه با آمریکاست. تحریم نفت ایران نیز بخشی از ابزار فشار اقتصادی واشینگتن بر تهران محسوب می‌شود.

بنابراین، باز کردن مسیر صادرات نفت ایران فقط به معنای «اضافه کردن چند میلیون بشکه نفت به بازار» نیست.

می‌تواند به معنای کاهش فشار اقتصادی بر ایران باشد.

و این چیزی است که لزوماً با سیاست فشار آمریکا بر تهران سازگار نیست.

از طرف دیگر، مسئله تنگه هرمز قرار دارد؛ باریکه‌ای که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند.

کشورهای منطقه سال‌هاست تلاش کرده‌اند برای چنین روزی مسیرهای جایگزین ایجاد کنند. عربستان سعودی بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله به دریای سرخ منتقل می‌کند و امارات نیز مسیر انتقال نفت به فجیره را در اختیار دارد.

اما این مسیرها یک تفاوت اساسی دارند:

آن‌ها می‌توانند بخشی از وابستگی به هرمز را کم کنند، اما نمی‌توانند به‌سادگی جای هرمز را بگیرند.

و شاید همین واقعیت است که اهمیت ژئوپلیتیک این تنگه را نشان می‌دهد.

در نهایت، ما با یک پارادوکس عجیب مواجهیم:

جهان برای جلوگیری از افزایش قیمت گازوئیل، به دنبال آرام کردن حملات به پالایشگاه‌هاست؛ اما برای پایان دادن به خود جنگ، هنوز با مجموعه‌ای از اختلافات حل‌نشده روبه‌روست.

یعنی ممکن است آتش‌بس برای نفت، ساده‌تر از آتش‌بس برای انسان‌ها باشد.

چرا؟

چون نفت، عدد دارد.

قیمت دارد.

بازار دارد.

عرضه و تقاضا دارد.

شاخص بورس دارد.

تورم ایجاد می‌کند.

اما صلح، فقط یک عدد نیست.

صلح یعنی حل اختلافات سیاسی، امنیتی، تاریخی و سرزمینی؛ یعنی پذیرفتن هزینه‌هایی که گاهی برای دولت‌ها بسیار سنگین‌تر از افزایش چند دلاری قیمت نفت است.

شاید به همین دلیل است که در سیاست جهانی، گاهی نخستین چیزی که برای نجات پیدا کردنش مذاکره می‌شود، جریان انرژی است و نه لزوماً پایان جنگ.

اما اینجا یک سؤال اخلاقی و سیاسی باقی می‌ماند:

اگر جهان می‌تواند برای عبور امن نفت و گاز مذاکره کند، آیا نمی‌تواند برای عبور امن انسان‌ها از جنگ نیز به همان اندازه جدی مذاکره کند؟

شاید مسئله اصلی همین باشد.

اینکه در جهانی که نفت می‌تواند آتش‌بس بسازد، هنوز باید پرسید:

ارزش یک بشکه نفت بیشتر است یا جان یک انسان؟

علی اکبر قاسمی