رفتنِ یک معاونت ، ماندنِ یک خاطره؛ ۹ سال و ۵ ماه خدمت دکتر رضازاده در بهزیستی خراسان جنوبی برای جامعه توانیابان
تغییر و جابهجایی در مسئولیتهای مدیریتی، بخشی طبیعی از مسیر اداری هر مجموعه است؛ اما گاهی رفتن یک معاونت، فقط پایان یک مسئولیت نیست، بلکه برای کسانی که سالها او را در میدان خدمت دیدهاند، آغاز دلتنگی است.

دکتر جمیله رضازاده ورقچی، پزشک و معاون توانبخشی بهزیستی خراسان جنوبی، پس از حدود ۹ سال و ۵ ماه خدمت در حوزه معاونت توانبخشیو ارتباط مستمر با معلولین ، این بار عازم مشهد میشود؛ رفتنی که برای بسیاری از افراد دارای معلولیت و خانوادههای آنان، یادآور سالهایی است که او را در قامت معاونت توانبخشی جدی، پیگیر، آرام و در عین حال مهربان دیدهاند.
او در یکی از دورههای مسئولیت خود، سالها در معاونت توانبخشی بهزیستی استان خدمت کرد و پس از مدتی دوری از این جایگاه، در ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ بار دیگر به عنوان معاون توانبخشی بازگشت و تا پایان مهرماه ۱۴۰۵ در این مسئولیت حضور داشت.
در این سالها، پروندههای اداری و گزارشهای عملکرد تنها بخشی از ماجراست؛ آنچه برای جامعه هدف اهمیت بیشتری دارد، پیگیریهایی است که گاهی پشت درهای ادارات، میان تماسهای تلفنی و جلسات متعدد و در سکوت انجام میشود.
رتبهای که نمیتوان از کنار آن ساده گذشت
یکی از اتفاقات قابل توجه در دوره اخیر فعالیت معاونت توانبخشی بهزیستی خراسان جنوبی، کسب رتبه نخست کشوری در ارزیابی عملکرد سازمان بهزیستی در ششماهه دوم سال ۱۴۰۴ بود؛ موفقیتی که البته نمیتوان آن را تنها به نام یک نفر نوشت و حاصل تلاش مجموعهای از کارکنان، کارشناسان، مراکز توانبخشی، مددکاران و مدیران شهرستانها و سایر همکاران حوزه توانبخشی است.
با این حال، مدیریت و هدایت یک مجموعه بزرگ، بخشی از مسئولیتی بود که دکتر رضازاده در این مسیر بر عهده داشت.
معاونتی جدی، اما دلی مهربان
شاید یکی از ویژگیهایی که بیشتر از همه در ذهن کسانی که با او ارتباط داشتهاند باقی مانده، ترکیب جدیت کاری با رفتار آرام و انسانی او باشد.
وقتی کسی برای پیگیری موضوعی نزد او میرفت و فرصت کافی نداشت، معمولاً پاسخ میداد:
«پس از هماهنگی با مدیر دفترم، در خدمتتان هستم.»
و اگر فرصت داشت، مینشست، گوش میداد و موضوع را تا جایی که در توانش بود دنبال میکرد.
من شخصاً یکی از این پیگیریها را از نزدیک دیدهام؛ موضوع مربوط به مشکل بیمهای یک فرد دارای معلولیت بود. با هماهنگی و همراهی رئیس وقت خانه مطبوعات استان، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و روابط عمومی بهزیستی، موضوع دنبال شد و در نهایت بیمه این فرد برقرار شد.
اما برای من، فقط نتیجه کار مهم نبود؛ چیزی که بیشتر در ذهنم ماند، پیگیری و حمایتهای عاطفی دکتر رضازاده در طول آن روزها بود. او هر روز پیگیر وضعیت این فرد بود و تا زمان حل مشکل، موضوع را رها نکرد.
این تنها یک نمونه از مواردی است که از نزدیک شاهد آن بودهام؛ نمونهای کوچک از اتفاقاتی که شاید در هیچ گزارش رسمی عملکردی نوشته نشوند، اما در ذهن و دل آدمها باقی میمانند.
بعضی آدمها را باید با اثرشان شناخت
دکتر رضازاده پیش از این نیز در حوزه درمان و مبارزه با آسیبهای اجتماعی و در یک مرکز درمان اعتیاد فعالیت داشته است؛ جایی که تلاش و پیگیری او، در کنار سایر مجموعههای مسئول، به ترک اعتیاد و بازگشت شماری از افراد به زندگی کمک کرد.
شاید به همین دلیل است که برای شناختن بعضی مدیران، نباید فقط به عنوان و میز و حکم اداری نگاه کرد؛ گاهی باید دید در طول سالهای مسئولیتشان، چند نفر احساس کردهاند کسی صدایشان را شنیده، چند پرونده با پیگیری به نتیجه رسیده و چند خانواده با یک خبر خوب، دوباره امیدوار شدهاند.
دکتر رضازاده برای جامعه هدف بهزیستی خراسان جنوبی، تنها یک عنوان اداری نبود؛ برای بسیاری، مدیری بود که میشد موضوعی را با او مطرح کرد، پیگیریاش را خواست و امید داشت که موضوع در میان انبوه پروندهها فراموش نشود.
حالا اما مسیر کاری او از بیرجند به مشهد رسیده است.
طبیعی است که مدیریتها تغییر کنند وامروز مسئولیت معاونت توانبخشی به فرد دیگری از مجموعه بهزیستی، به یک فرد دیگر ، سپرده شد که البته امروز بعنوان سرپرست معاونت توانبخشی قرار گرفت تا زمان صدور حکم رسمی، نمیتوان درباره آن با قطعیت سخن گفت.
اما فارغ از اینکه چه کسی بر این صندلی خواهد نشست، یک واقعیت باقی میماند؛ آدمها میروند، اما اثری که در زندگی دیگران گذاشتهاند، همیشه همراهشان میماند.
دکتر رضازاده!




