قلمی که سال‌ها نوشت، اما هنوز در انتظار عدالت است

قلمی که سال‌ها نوشت، اما هنوز در انتظار عدالت است

امیرحسین صادق‌پور

روز خبرنگار برای بسیاری، روز تبریک و قدردانی از اصحاب رسانه است؛ اما برای من، فرصتی است تا مسیری را مرور کنم که با همه دشواری‌هایش پیموده‌ام و از خود بپرسم: آیا سهم خبرنگاری که سال‌ها بی‌چشمداشت برای مردم قلم زده، تنها چند پیام تبریک، لوح تقدیر و عکس یادگاری است؟

من از بدو تولد با معلولیت جسمی و حرکتی زندگی کرده‌ام؛ محدودیتی که هرگز اجازه نداد رؤیاهایم محدود شوند. درس خواندم، در رشته مهندسی کامپیوتر (نرم‌افزار) فارغ‌التحصیل شدم و امروز دانشجوی ترم پایانی روان‌شناسی هستم. همواره باور داشته‌ام که توانایی انسان را نباید با شرایط جسمی سنجید، بلکه معیار واقعی، دانش، تعهد، تجربه و اراده اوست.

خبرنگاری را نه برای کسب درآمد، بلکه از سر عشق به حقیقت و احساس مسئولیت اجتماعی آغاز کردم. سال‌ها خبر، گزارش، مصاحبه و یادداشت نوشتم، در جشنواره‌های خبرنگاری و وبلاگ‌نویسی رتبه کسب کردم و افتخار همکاری با اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و اداره‌کل ورزش و جوانان خراسان جنوبی را در کارنامه خود ثبت کردم. با این حال، بخش بزرگی از این سال‌ها را بدون حقوق، بدون بیمه و بدون امنیت شغلی سپری کرده‌ام.

در نشست‌ها و برنامه‌های رسمی، بارها در کنار رئیس‌جمهور، وزیران، استانداران، فرمانداران و مدیران ارشد کشور حضور داشته‌ام و عملکرد آنان را با دقت و امانت به مردم منتقل کرده‌ام. اما هر بار که جلسه به پایان رسیده، من نیز با همان دغدغه همیشگی به خانه بازگشته‌ام؛ دغدغه داشتن یک شغل پایدار.

تلخ‌ترین بخش این مسیر آن است که با وجود سال‌ها تجربه رسانه‌ای، موفقیت در جشنواره‌ها، تحصیلات دانشگاهی و همکاری با دستگاه‌های اجرایی، هنوز از ابتدایی‌ترین حق هر نیروی متخصص، یعنی فرصت برابر برای اشتغال، محروم مانده‌ام.

من هرگز خواهان ترحم نبوده‌ام و نیستم. مطالبه من تنها اجرای قانون و تحقق عدالت است. اگر تخصص، تجربه، تعهد و توانایی ملاک انتخاب است، چرا هنوز بسیاری از افراد دارای معلولیت، با وجود برخورداری از همین ویژگی‌ها، پشت درهای بسته استخدام باقی مانده‌اند؟

این نوشته فقط روایت زندگی من نیست؛ روایت بسیاری از خبرنگاران و جوانان دارای معلولیتی است که با وجود دانش، تخصص و انگیزه، سال‌ها در انتظار فرصتی برابر مانده‌اند. کسانی که صدای مردم می‌شوند، اما کمتر کسی صدای دغدغه‌های آنان را می‌شنود.

روز خبرنگار، تنها روز تقدیر از اصحاب رسانه نیست؛ روز یادآوری مسئولیت جامعه و مسئولان در قبال خبرنگارانی است که به امنیت شغلی، بیمه، حمایت قانونی، کرامت حرفه‌ای و فرصت برابر نیاز دارند؛ به‌ویژه خبرنگاران دارای معلولیت که برای انجام همان وظایفی که دیگران بر عهده دارند، ناچارند موانع بیشتری را پشت سر بگذارند.

با همه این دشواری‌ها، هنوز امید را از دست نداده‌ام. امیدوارم روزی فرا برسد که درهای اشتغال بر پایه شایستگی گشوده شود، نه بر اساس روابط یا قضاوت درباره ظاهر و شرایط جسمی افراد. روزی که هیچ خبرنگاری برای اثبات توانایی خود ناچار نباشد سال‌ها بدون دستمزد کار کند و هیچ فرد دارای معلولیتی تنها به دلیل شرایط جسمی از حق خدمت به کشور محروم نماند.

در روز خبرنگار، مطالبه من امتیازی ویژه نیست؛ اجرای عدالت است. عدالتی که فرصت را به کسانی بدهد که سال‌ها با صداقت، تخصص و تعهد برای این سرزمین قلم زده‌اند.

من همچنان خواهم نوشت؛ زیرا باور دارم روزی فرا خواهد رسید که قلمی که سال‌ها روایتگر موفقیت و امید دیگران بوده است، سرانجام روایتگر تحقق عدالت برای خود نیز خواهد شد.