چالش های ذهنی که یک معلول در زمان جنگ با آن روبه رو است

چالش های ذهنی که یک معلول در زمان جنگ با آن روبه رو است

قریب‌ به یکماهی است که کشور عزیز ایران دچار جنگ شده است جنگی که مشخص نیست پایان آن کی باشد و چه زمانی پایان پذیرد اماآیا تاحالا فکر کرده اید در جنگی باشید و فردی باشید با نیازهای ویژه و دارای معلولیت؟خب به نظر شما چه نشخوار های فکری در فرد دارای معلولیت در زمان جنگ پیش خواهد آمد؟یک لحظه تصور کنید فردی هستید روشندل  یا فردی با نیازهای ویژه و جسمی هم دچار نقص حرکتی،  خب تصور کنید در این شرایط چه نشخوار های فکری برای یک فرد دارای معلولیت وجود دارد ؟آری درست فکر کرده اید یک فرد دارای معلولیت همیشه گوش به زنگ یک خطر ناگوار در این شرایط هست . و همیشه بر این تصور است که اگر شخص دل بسته زندگی اش که از  فرد دارای معلولیت  نگهداری می‌کند از او  جدا شود چه روندی را برای ادامه زندگی باید در پیش بگیرد از فکری برای بهبودی روند درمانش گرفته تا خدایی نکرده فقدان عزیزانش ، یا به فکر داروهایی  که مصرف می‌کند واز ضروریات روحی  که. در زندگی اش در طی جنگ خورده است حال به این تصور و نشخوار فکری رسیده که اگر  در زمان جنگ دارو  کم یاب شود ویا شخص دل بسته زندگی اش او را تنها گذارد  چه بکند و چه بر سر حال و روزش خواهد آمد حال چه باید کرد در مرحله اول باید گفت که  این تنها یک تصور اشتباه و غلط است و تنها یک نشخوار فکری است اما باید سعی کند این دل بستگی نا ایمن را به حداقل برساند و با حس خودباوری و اعتماد به نفس روی پای خود ایستاده و خود کفا شود گرچه که برایش در روزهای نخست بسیار سخت است اما راهی خواهد شد برای خودسازی و خود باوری در شرایط این چنینی که گامی خواهد بود برای بهبودی خودش و خودکفایی و خودباوری و تقویت اعتماد به نفسش تا بتواند این نشخوارها را از خود دور کندو در انتها باید گفت که ما معلولین هم باید آمادگی کامل و لازم برای رویارویی با شرایط بحرانی و خاص را داشته باشیم بعنوان نمونه دارو و وسایل کمک توانبخشی را از قبل تهیه و پیش‌بینی کنیم و نیز بااطرافیان خود در ارتباط باشیم و از حال همدیگر باخبر تا بتوانیم در مواقع اضطراری و ضروری از آنها نیز کمک بخواهیم