همه چیز به من ربط داره

همه چیز به من ربط داره

رنجِ خاموشِ «همه چیز به من ربط دارد»​تا به حال شده وارد اتاقی شوید و حس کنید سنگینی سکوت جمع، به خاطر ورود شماست؟یا وقتی دوستتان، همسرتان یا همکاری در خود فرو رفته و اخم کرده، بلافاصله ذهنتان شروع به “پرونده‌سازی” کند که:​«من چه کار اشتباهی کردم؟»​«نکند از دست من ناراحت است؟»​این شاید یکی از فرساینده‌ترین الگوهای ذهنی انسان باشد.​این وضعیت چه نام دارد؟​در روانشناسی به این وضعیت، «شخصی‌سازی» (Personalization) می‌گوییم؛ یک خطای شناختی که در آن فرد، رویدادهای بیرونی، بدخلقی‌های دیگران و اتمسفر منفی محیط را (بدون هیچ سند و مدرکی) به خودش نسبت می‌دهد.​چرا این کار را می‌کنیم؟اضطراب اجتماعی و تله‌های ناامنی، ما را دچار نوعی «خودمحوریِ معکوس» می‌کنند.برخلاف افراد خودشیفته که فکر می‌کنند همه باید ستایششان کنند، فردِ مضطرب فکر می‌کند که «منشأ» تمام حال‌بدی‌های جهان است.​ذهن ما در این حالت، یک دروغ بزرگ اما جذاب می‌سازد:​«اگر من دلیلِ عصبانیت او باشم، پس من «قدرت» دارم که درستش کنم. اما اگر او همین‌طوری بی‌دلیل عصبانی باشد، من در برابر جهانِ بی‌نظم، “بی‌اثر” هستم.»​ما گاهی ناخودآگاه «مقصر بودن» را به «بی‌اثر بودن» ترجیح می‌دهیم.​حقیقتِ رهایی‌بخش چیست؟​واقعیت این است که ما بازیگر نقش اول فیلم زندگی دیگران نیستیم؛ ما فقط رهگذرانی در سکانس‌های آن‌ها هستیم.​خشمِ راننده تاکسی، سکوت سردِ همکار، یا بی‌حوصلگی پارتنر شما، در نود درصد مواقع حاصل جنگ‌های درونی خود آن‌هاست؛ حاصل خستگی، ترافیک، بحران‌های مالی، یا زخم‌های کودکی‌شان.​صورت آدم‌ها، آینه‌ی رفتارِ شما نیست؛ نقشه‌ی جغرافیای دردها و خستگی‌های خودشان است.​یک تغییر نگاه​دفعه‌ی بعد که با رفتاری سرد یا فضایی متشنج روبرو شدید، قبل از اینکه بارِ گناهِ نکرده را به دوش بکشید، یک قدم به عقب بردارید و با خودتان تکرار کنید:​«این هوا ابری است، اما من باعث بارش این باران نیستم.»​جدا کردن “هویت خود” از “حال دیگران”، بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه احترام گذاشتن به پیچیدگی روان آدم‌ها و بازپس‌گیری آرامش خودتان است.