همه چیز به من ربط داره
پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران دکتر مهشید چوبداری دکترای تخصصی روانشناسی و مدرس دانشگاه
رنجِ خاموشِ «همه چیز به من ربط دارد»تا به حال شده وارد اتاقی شوید و حس کنید سنگینی سکوت جمع، به خاطر ورود شماست؟یا وقتی دوستتان، همسرتان یا همکاری در خود فرو رفته و اخم کرده، بلافاصله ذهنتان شروع به “پروندهسازی” کند که:«من چه کار اشتباهی کردم؟»«نکند از دست من ناراحت است؟»این شاید یکی از فرسایندهترین الگوهای ذهنی انسان باشد.این وضعیت چه نام دارد؟در روانشناسی به این وضعیت، «شخصیسازی» (Personalization) میگوییم؛ یک خطای شناختی که در آن فرد، رویدادهای بیرونی، بدخلقیهای دیگران و اتمسفر منفی محیط را (بدون هیچ سند و مدرکی) به خودش نسبت میدهد.چرا این کار را میکنیم؟اضطراب اجتماعی و تلههای ناامنی، ما را دچار نوعی «خودمحوریِ معکوس» میکنند.برخلاف افراد خودشیفته که فکر میکنند همه باید ستایششان کنند، فردِ مضطرب فکر میکند که «منشأ» تمام حالبدیهای جهان است.ذهن ما در این حالت، یک دروغ بزرگ اما جذاب میسازد:«اگر من دلیلِ عصبانیت او باشم، پس من «قدرت» دارم که درستش کنم. اما اگر او همینطوری بیدلیل عصبانی باشد، من در برابر جهانِ بینظم، “بیاثر” هستم.»ما گاهی ناخودآگاه «مقصر بودن» را به «بیاثر بودن» ترجیح میدهیم.حقیقتِ رهاییبخش چیست؟واقعیت این است که ما بازیگر نقش اول فیلم زندگی دیگران نیستیم؛ ما فقط رهگذرانی در سکانسهای آنها هستیم.خشمِ راننده تاکسی، سکوت سردِ همکار، یا بیحوصلگی پارتنر شما، در نود درصد مواقع حاصل جنگهای درونی خود آنهاست؛ حاصل خستگی، ترافیک، بحرانهای مالی، یا زخمهای کودکیشان.صورت آدمها، آینهی رفتارِ شما نیست؛ نقشهی جغرافیای دردها و خستگیهای خودشان است.یک تغییر نگاهدفعهی بعد که با رفتاری سرد یا فضایی متشنج روبرو شدید، قبل از اینکه بارِ گناهِ نکرده را به دوش بکشید، یک قدم به عقب بردارید و با خودتان تکرار کنید:«این هوا ابری است، اما من باعث بارش این باران نیستم.»جدا کردن “هویت خود” از “حال دیگران”، بیتفاوتی نیست؛ بلکه احترام گذاشتن به پیچیدگی روان آدمها و بازپسگیری آرامش خودتان است.




