جذابیت، دقیقاً جایی است که کمال‌گرایی تمام می‌شود

جذابیت، دقیقاً جایی است که کمال‌گرایی تمام می‌شود

​تا به حال شده وسط یک ارائه مهم تپق بزنید، یا در یک دیدار رسمی ناخواسته لیوان آب از دستتان بیفتد؟ در آن لحظه احتمالاً احساس کرده‌اید که تمام اعتبار و ابهتتان فروریخته است. اما واقعیت روانشناختی، دقیقاً عکس حس شماست.
​در دهه شصت میلادی، الیوت آرونسون آزمایشی انجام داد که دیدگاه ما را نسبت به «محبوبیت» تغییر داد. او می‌خواست بداند آیا واقعاً آدم‌های بی‌نقص، دوست‌داشتنی‌ترند؟
​آرونسون صدای ضبط شده فردی بسیار باهوش و مسلط را برای شرکت‌کنندگان پخش کرد. در سناریوی اول، این فرد بدون هیچ خطایی آزمون را تمام کرد. اما در سناریوی دوم، همان فرد نابغه در لحظات آخر یک گاف کوچک داد و صدای ریختن فنجان قهوه روی لباسش شنیده شد.
​نتیجه برای خیلی‌ها غیرقابل باور بود: شرکت‌کنندگان، فردی را که قهوه روی لباسش ریخته بود، به مراتب جذاب‌تر و قابل‌اعتمادتر از فرد «همیشه‌بی‌نقص» ارزیابی کردند.

​چرا این اتفاق می‌افتد؟
ما در روانشناسی به این پدیده «اثر لکه‌دار» (Pratfall Effect) می‌گوییم.
حقیقت این است که «کمال مطلق» بین آدم‌ها دیوار می‌کشد. وقتی با کسی روبرو می‌شویم که هیچ ترکی در ویترینش ندارد، ناخودآگاه احساس ناامنی یا ناکافی بودن می‌کنیم. انگار با یک مجسمه طرفیم، نه یک انسان.
​اما وقتی یک آدم توانمند اشتباهی کوچک می‌کند، آن دیوار فرو می‌ریزد. آن لکه قهوه به ذهن مخاطب سیگنال می‌دهد که: «نترس، من هم مثل تو انسانم؛ جایزالخطا و واقعی.» همین حس همذات‌پنداری است که احترام را به صمیمیت تبدیل می‌کند.
​البته اینجا یک ظرافت مهم وجود دارد که نباید نادیده گرفت: این اثر فقط زمانی کار می‌کند که شما قبلاً شایستگی و مهارت خود را ثابت کرده باشید. لکه قهوه روی لباس یک فرد غیرحرفه‌ای، فقط او را بی‌دقت نشان می‌دهد؛ اما روی لباس یک فرد حرفه‌ای، او را دوست‌داشتنی می‌کند.

​خلاصه اینکه:
برای تأثیرگذار بودن، نیازی نیست همیشه گارد «من همه‌چیزتمامم» بگیرید. تخصصتان را بالا ببرید، اما از نشان دادن بخش‌های معمولی و آسیب‌پذیر وجودتان نترسید. اعتبار شما از مهارتتان می‌آید، اما مح بوبیتتان از «واقعی بودن»تان.