قواعد حياتي توسعه
ما پس از انقلاب در زبان توسعه را طلب میکردیم، اما در عمل دو قاعده حیاتی توسعه را که بدون آنها اصلا برنامه ریزی برای توسعه ناممکن و نامفهوم است، نادیده گرفتیم. یکی قراردادن خرد جمعی و نخبگان در تصمیم گیری های اقتصادی و دیگری ائتلاف دولت و حاکمیت با بخش خصوصی و بخش های مولد با هدف توسعه اقتصادی که قرار است در نهایت به صادرات محصولات صنعتی بینجامد. آنچه پس از جنگ تحت نام توسعه اجرا شد، فقط برنامه های عمرانی ضد توسعه ای بود که برخی از آنها به تخریب گسترده محیط زیست انجامید و برخی دیگر که از سال ۱۳۸۴ به بعد شدت گرفت، تخلیه منابع طبیعی و اعطای رانت های فراوان به عده ای از خواص تحت نام تولید بود. بخش خصوصی نیز قربانی این سیاست های رانت خوارانه شد و به نام خصوصی سازی انواع فسادها شدت گرفت. نتیجه آن نیز قابل مشاهده است. تولید، محمل رانت و کسب سود برای عده ای محدود شده و جامعه از قبل این تولید منتفع نشده است. در این مدت توزيع درآمدها بهبود نیافته و شاهد افزایش فقر در جامعه و توزیع بسیار نابرابر درآمدها هستیم. در حال حاضر نیز بسیاری به مونتاژکاری و خام فروشی مشغول اند و برنامه سازنده ای برای خروج از این وضعیت نابهنجار ندارند. بیشتر ژست توسعه خواهی را گرفتیم و در عمل درگیر نمایش دادن توسعه بودیم. این مسیری که می رویم مسیر توسعه نیست. مسیر رفتن به سوی قهقر است و می بینیم که چالش اقتصادی به چالش اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.
بحرینیان/شرق




