سه گروهی که اصلاحات را در ایران امروز تهدید می کنند، کدامند و چه باید کرد؟
🔸اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲،۹۴و ۹۶ و در بزنگاههای سخت یک دهه اخیر با دغدغه منافع ملی به وظیفه تاریخی و ملی خود عمل کردند و همچنان نیز هزینه های اصلاح طلبی را به جان خریده اند و باید با صدای بلند از این عملکرد خود دفاع کنند.به طور قطع نقدهایی نیز به آنان وارد است که باید با گوش جان شنوای این نقدها باشند.
اصلاح طلبان در ایران امروز نیز با همان دغدغه ای که برای منافع ملی کشور دارند،بر دو کلید واژه اصلی نجات ایران اصرار می ورزند:آشتی و گفتگوی ملی و بازیابی اعتماد از دست رفته در فضای داخلی کشور که مهمترین عامل برای دور کردن کشور از تهدیدهای و فشارهای ترامپ و هم پیمانانش است.
اما کدام اصلاح طلب واقعی است که نداند که امروز اصلاحات از سه ناحیه در معرض تهدید و آسیب دیدن است.این سه گروه کدامند:
۱.براندازان و تجزیه طلبانی که به این واقعیت رسیده اند که برای حذف جمهوری اسلامی و تجزیه ایران باید نوک پیکان حملاتشان قبل از همه به سمت اصلاح طلبان باشد.آنها از انواع روش ها برای تخطئه و تخریب اصلاح طلبان بهره می گیرند تا ثابت کنند اصلاحات در ایران به نتیجه نمی انجامد.هنر این گروه ترویج خشونت ورادیکالیزه کردن فضای جامعه و سوار شدن بر موج شکافها و گسل های امروز ایران است.حال می خواهد این گسلها،گسل مرکز_پیرامون باشد یا شکافهای قومی _مذهبی و یا حتی شکافهای جنسیتی.آنها در تلاشند هر نارضایتی و شکافی را در ایران تبدیل به عاملی برای براندازی کنند.
۲.تندروهای داخلی که از دهه های گذشته اصلاحات و اصلاح طلبان را رقیب سیاسی خود می دانند و به اشکال مختلف سعی در حذف رقیب سیاسی خود دارند.آنها تا جایی که فضا برایشان فراهم باشد از قضا سعی دارند با توهم توطئه آن هم از نوع براندازی،و امنیتی کردن فضای سیاسی کشور ،این باور خود را به جامعه و حتی دستگاه قضایی القاء کنند که اصلاح طلبان براندازند و باید نَفَس آنها را برید.تا حدی که حتی طرح گفتگوی ملی و حتی بازیابی اعتماد را نیز توطئه ای در راستای براندازی قلمداد می کنند و به همین دلیل اجازه نمی دهند هیچ گشایش سیاسی و گفتگویی در فضای داخلی کشور شکل گیرد و به همین بهانه همچنان باور دارند رمز کار آمدی نهادهای انتخابی حذف استصوابی اصلاح طلبان از این نهادهاست.اینکه خوراک این اتاق فکر از چه محلی تأمین می شود، هنوز روشن نیست.اما در هر حال روزی در این سرزمین پرده ها کنار خواهد رفت و حقایق روشن خواهد شد.اما هر چه هست می توان گفت حاصل تلاش گروه اول وگروه دوم یکی است؛حذف اصلاحات دموکراتیک و کند شدن وبه تأخیر افتادن حرکت چرخهای توسعه در ایران.
۳.گروه سوم که بیشتر حاصل اعمال نگاه وقدرت گروه دوم هستند ،فرصت طلبانی هستند که از فضای بوجود آمده برای اصلاح طلبان استفاده کرده و با یدک کشیدن عنوان اصلاح طلبی،آن هم فقط برای حضور در قدرت و رزومه سازی و تأمین منافع فردی و عمدتا عملکردهای غیر اصلاح طلبانه ، شبهه انگیز ، ضعیف و پر خطا
و وصل شدن به حلقه های رانت و فساد، در این مقطع بیشترین آسیب را به اعتبار اصلاحات واصلاح طلبان وارد کرده اند.این گروه نیز در پیوندی نا نوشته با گروه اول و دوم در اهدف گفته شده با آنها اشتراک دارند.
🔸این سه گروه در روزگار و زمانه امروز ایران (۱۳۹۷)در پیوندی نا نوشته به جان اصلاحات و اصلاح طلبان افتاده اند و در ایجاد فضای کنونی علیه اصلاحات بیشترین نقش را ایفاء می کنند.
🔸اما راهکار رهایی و برون رفت اصلاحات از این سه تهدید در قدم اول ،حفظ و تقویت اعتماد به نفس از جانب اصلاح طلبانی است که باید حامل و عامل اصلی گفتمان اصلاحات باشند.امروز و در این بزنگاه سخت این گروه از اصلاح طلبان دغدغه مند و راستین باید با تأکید بر گفتمان اصیل اصلاح طلبی ،مرعوب چنین فضایی نشوند،و قبل از راه انداختن دعواهایی (که خود زائیده چنین فضایی است)برای اینکه چه کسانی در شورای عالی باشند ونباشند و ورود و تعیین تکلیف انتخابات بعدی، به راهکارهایی برای مهار این سه تهدید فکر کنند.
اصلاح طلبان باید تکلیف خود را برای طرد و به حاشیه راندن فرصت طلبانی که اعتبار اصلاحات را برای تأمین منافع فردی خود به تاراج گذاشته اند نیز روشن کنند.
کنار گود نشینی، ناامیدی، سکوت و انفعال و کنار کشیدن اصلاح طلبان واقعی، امروز خود بزرگترین تهدید پیش روی جنبش اصلاح طلبی در ایران است.
ادامه دارد
نویسنده : آذر منصوری




