به این نرفتن و رفتن که میکنی مُردم/دلی بگیر به دریا که میروی یا نه ؟؟؟!!
جناب آقای مروج الشریعه
به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران روح اله محمدی فعال اجتماعی در یاد داشتی اینگونه نوشت:
🔺. شاید هیچ قانونی به اندازه ی همین قانون منع بکارگیری بازنشسته ها برخی از مخدومان به ملت را به تکاپوی خدمتگزاری نینداخته باشد. تا آنجا که برخی ها با دادن رشوه های میلیاردی و دستکاری سوابق بیمه و تضرع به آستان نمایندگان مجلس و… ذره بین به دست به جان قانون مذکور افتاده اند تا شاید بندی ، ماده ای ، تبصره ای ، چیزی پیدا کنند که به استناد آن بتوانند چند صباحی بیشتر به خلق الله خدمت کنند.
عده ای دیگر هم که در تیغاتیغ جدالهای حزبی شان با تقلای فراوان پیگیر استفساریه اند و…..
خلاصه بازار عرضه و تقاضا عجیب گرم است و چرب
🔷. در خراسان جنوبی اما هیچوقت خبری ازاین اعداد و ارقام نبوده است و رشوه های میلیاردی برای ابقاء مدیریت اساسأ در این استان مثل مهریه بوده که نه کسی داده نه کسی گرفته هرچند جدیدأ مهریه را هم میدهند و هم میگیرند.
🔷. الان چند ماه است که هر روز لیستی منتشر میشود از استاندارانی که قرار است بازنشسته شوند و نقطه ی افتراق تمامی آنها نام مبارک محمد مهدی مروج الشریعه است که در برخی از لیست ها هست و در برخی دیگر نیست. لذا با توجه به مسلم بودن بی انگیزگی و بی رمقی ایشان در پیگیری مشکلات عمومی جاری و تکاپوی برخی از معاونت های استانداری برای تصاحب کرسی زعامت استان و رایزنی های شبانه روزی حضرات زدوبنددار چپ و راست برای پیروزی بر همدیگر در معرفی گزینه های مختلف ، معلوم است که دیر یا زود جناب استاندار باید غزل بدرود را بخوانند . اما یک چیز مبرهن و واضح است که هرچه این اتفاق زودتر بیفتد تکلیف همه ی آنهایی که شکمی صابون زده اند یا دندانی تیز کرده اند و خواب خوشی دیده اند معلوم میشود و همه چیز به روال عادی برمیگردد.
🔷. شاید این هم سرنوشت عجیب و غم انگیز خراسان جنوبی باشد که مجمع نمایندگان فعلی مجلس که هیچ کدامشان از طیف دولت هم نیستند در یک دوره نمایندگی شان چهار استاندار را تجربه کنند .یعنی تا میخواهند اسم همدیگر را بدانند و باهم چایی بنوشند و چاق سلامتی کنند ، به یکباره تشریف ریاست بر بلندای قامت استاندار زار میزند و این ردای بیوفا در طبقی به نفر بعدی پیشکش میگردد و عزل و نصب جدیدی شکل میگیرد و به تبع آن تیم جدید و نقشه های جدید و حواشی جدید و…..
در این میان تنها سری که بی کلاه مانده است سر مردم است ، مردمی که مبهوت و متحیر ، غمگین و نگران ، آرام و صبور چشم بر مهر آسمان دوخته اند و دست بر امید درایتی از آستین برآورده اند.
🔺. کاش جناب استاندار معزز دل به یک – فرار به جلوی – مقدس بزند و همین چند هفته باقیمانده را داوطلبانه کنار بکشد واین استان را چند هفته زودتر به تکلیف و تعیین سرنوشت نزدیک کند
البته ٬٬ صلاح مملکت خویش خسروان دانند ٬٬
ما که از پشت پرده سیاست و سیاسی کاری چیزی نمیدانیم
در این شامورتی بازار پیچیده ، اصلا بعید نیست که همین دستورالعمل هم مثل دکل های نفتی یک شبه غیب شود یا کلأ از بیخ انکار شود و هر مدیری بر صندلی خوش نشین و چرخان عمارتش تکیه بزند و ضمن کشیدن نفسی عمیق ، به ریش تمام منتقدین و منتظرین بخندد و ما این قصه را از سر بگیریم و سراغ همان آش و کاسه قدیمی مان برویم.
بهرحال
آنچه در آینه جوان بیند
پیر در خشت خام آن بیند
علی برکت الله




