بايد تغيير كنيم!

بايد تغيير كنيم!

در فرهنگ ايراني متاسفانه اين طور ياد گرفته ايم و عادت داده شده ايم که يک کار را تا جايي ادامه بدهيم که يک قدم آن طرف ترمان پرتگاه باشد و قطعا و حتما از بين برويم. ما معمولا هميشه با پاي لغزان از لبه پرتگاه تصميم مي گيريم که به عقب برگرديم و هميشه بايد خطاها را تا جايي که زمان و مجال و امکان داريم، ادامه بدهيم و متاسفانه اين روش و روحيه را مي توانيد در بسياري از سياست هاي دولت هاي مختلف ملاحظه کنيد. نتيجه اين شده است که امروز در شرايطي هستيم که مي بينيد. در نتيجه چنين رويکردي به جايي رسيده ايم که نه از سرمايه اجتماعي ما چيزي باقي مانده است و نه از ظرفيت هاي اقتصادي مان. در عمل فرسايش ظرفيت هاي اقتصادي در ايران، بنيه و قدرت لازم براي احيا را از اقتصاد ما سلب کرده است. در زمينه روابط بين الملل هم سرمايه اي براي ما باقي نمانده است و کمتر شريک و دوستي در دنيا مي توانيم براي خود شناسايي کنيم. در کنار اينکه عملا هيچ شريک اصطلاحا استراتژيکي در دنيا نداريم و همه شرکاي ما اصطلاحا تاکتيکي هستند؛ شرکايي که در مقطعي با ما اشتراک منافع دارند و بعد از آن مستعد فاصله گرفتن هستند. در حوزه اجتماعي نيز سياست هاي ما درست جواب نداده است؛ اقشار مختلف اجتماعي طلبکارتر و ناراضي تر از گذشته هستند. از اين مثال ها فراوان است و همين باعث مي شود که از شکست عمومي سياست ها صحبت کنيم.

✍️ دكترپدرام سلطاني