گوشت قربانی ، سکوی پرتاب به بهانه رفتن معتمدیان و آمدن…

گوشت قربانی ، سکوی پرتاب

پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران روح الله محمدی

قبلأ مفصل و مبسوط محمد صادق معتمدیان را نقد کرده ام و نمیخواهم در این نوشتار به تکرار مکررات بپردازم.

. حدود ۳ ماه پیش زمزمه رفتن معتمدیان به خوزستان باعث شد پس از سالها و شاید برای اولین بار ، راست و چپ و اصلاح و اصول و تندرو و کندرو و سنتی و مدرن کنار هم صف کشیدند و متحد و یکصدا گفتند: برای رفتن باید از روی جنازه ما رد بشوید
نخبگان سیاسی وقتی هم نوایی خودجوش آحاد مختلف مردم را دیدند راهی نداشتند جز اینکه خود را به این دریای خروشان برسانند و پنچر کردن ماشین حامل معتمدیان به خوزستان را به پای خودشان بگذارند ، البته همان موقع کلاغ ها خبر آوردند که ضمن اینکه معتمدیان خودش بدش نمی آید چمدان آرزوهایش را در یک استان دور افتاده ی گرفتار در خشکسالی ، وسیع و کم جمعیت و کم برخوردار ببندد و در قلب تپنده ایران ، قطب کشاورزی و استان استراتژیک اقتصادی سیاسی و امنیتی باز کند. اما ماندنش در آن مقطع نه از علاقمندی هایش به خاک دامنگیر بیرجند بود و نه حاصل همیت و جسارت مجمع نمایندگان این استان ، بلکه چند تن از نمایندگان خوزستان با قدرت کامل از شریعتی استاندار پرحاشیه ی خوزستان دفاع کرده بودند و مانع رفتن ایشان از خوزستان شده بودند. به هر حال ما چیزی نگفتیم و گفتیم بگذار نوش جان نمایندگان خراسان جنوبی باشد و بهتر است این طور فکر کنیم که دل معتمدیان برای این مردم می تپید و نمایندگان محترم هم با منافع عمومی استان ابداً شوخی ندارند.

. دیری نپایید که عمارت خراسان رضوی بی زعیم شد و داستان رفتن معتمدیان دوباره جدی شد ، مردم که در ایام وحشت افزای کرونا در استانی با وضعیت قرمز ، جانشان را از سر راه پیدا نکرده بودند که بخواهند چپ و راست تجمع کنند ،اینبار کناری ایستادند تا ناز شست نمایندگان را ببینند که اگر بار قبل نرفتن معتمدیان هنر ایشان بوده بازهم باید بتوانند مانع شوند.

اما خبر عین آفتاب سپیده دم آرام و بی هیاهو از پشت کوه بالا آمد و تابیدن گرفت.

معتمدیان رفت و حالا پرسیدن چند سوال از نان شب واجب تر است.

۱- آقای محمد صادق معتمدیان به شما اصلا نمی آمد که اینهمه حساب گر باشید و کفش رفتن تان آماده و ورکشیده بوده باشد و به محض مجال ، برای رفتن تردید نمی‌کنید. پس چه شد آن همه ابراز احساسات به مردم کوخ نشین و آرزوی خدمت به محرومین خراسان جنوبی ؟!؟

۲- آقایان نماینده که این همه سنگ درایت و اقتدار به سینه میزدید چرا جلوی رفتن ایشان را نگرفتید؟؟ مگر مدیریت و تلاش‌های شبانه روزی ایشان را تحسین نمی کردید ؟ مگر نمیگفتید مانند او دیگر نخواهد بود ؟؟ چه شد پس ؟؟
به هر حال آمدن معتمدیان حتی اگر به اندازه سر سوزنی باشد حاصل تلاش و رایزنی ۴ نماینده محترم قبلی بود. پس چرا در ایام انتخابات این همه آنها را سرزنش می کردید؟؟

آقایان مجمع نمایندگان استان با این اتفاق پیش آمده یک کارت زرد از مردم گرفتید و اگر در انتخاب نفر بعدی تسلیم زیاده‌خواهی‌های وزارت کشور شوید بی شک کارت قرمز از جیب داوری مردم بیرون خواهد آمد چرا که یا قدرت چانه زنی و تحمیل خواسته خود را دارید که بسم الله .
یا ندارید و زین پس کلامتان تأثیرگذار نخواهد بود ، چون این استان با عمل ساخته می شود نه شعار .

. البته یک اشکال اساسی و بزرگتر وجود دارد و آن هم عدم روحیه مطالبه گری در استان است.

از بسیاری از مدیران که اصلاً انتظاری نیست چرا که برای هر استانداری که می آید – آب زنند راه را – و به قول حافظ
٬٬ هر گلی نو که در جهان آید ایشان به عشقش هزار دستانند ٬٬
و به محض آمدن استاندار جدید بدون تحقیق و تفحص ، مسلسل وار دهان روزنامه ها را از انتصاب بجا و شایسته پر می کنند و برای عرض ارادت و ابراز چاکری و خاکساری از هم سبقت می گیرند .
در این میان مردم شریف خراسان جنوبی باید راهشان را از این مدیران چهارفصل جدا کنند و خاصه اهالی رسانه به جای اینکه بعضأ مجیزگوی بی مزد و مواجب یک استاندار ضعیف باشند به جای نمایندگان و مدیران میانی به مصاف گرفتن حقوق حقه مردم بروند. که بی شک در فضای مماشات و تعارف هرگز آجری بر آجری استوار نخواهد شد

در پایان زمزمه‌هایی می آید که یک دامپزشک متولد ۱۳۵۹ می‌خواهد استاندار شود که بزرگترین افتخار دندان گیر قابل عرض زندگی‌اش این است که همشهری وزیر کشور است و دیگر گزینه ها هم خیلی از او بهتر نیستند.
بیایید نگذارید استان سکوی پرتاب باشد و گوشت قربانی .

در این استان تاکنون خیلی ها معاون آمده اند ، مدیر شده اند و رفته اند.
فرماندار آمده‌اند استاندار شده اند و رفته اند.
سرهنگ آمده اند و سردار شده اند و رفته اند

. مرد و مردانه این‌بار از یک نیروی بومی دلسوز و کار بلد حمایت کنید

بگذارید این تابو بدست شما شکسته شود.
اصلاً به فرض که اشتباه است مگر تمام انتصاب های قبلی دقیق و درست بوده ؟
مگر کلاً چقدر از عمر این دولت مانده است ؟؟
نگذارید خراسان جنوبی رزومه ساز بی رزومه ها شود.

این مردم به شما اعتماد کرده اند . به اعتمادشان خنجر نزنید.
لطفأ بر سر منافع عمومی استان بجنگید و کوتاه نیایید.
این اولین آزمون جدی شماست.

اینجا خراسان جنوبی نیست
اینجا تماشاخانه زخم است
اینجا شریک مرهمش درد است
اینجا رفیق خنده اش اخم است

استان مغموم بلا دیده
لعنت بر هرچه منصب و پول است
دردت به جان این تن خسته
دردت به جان هر که مسئول است

ای غم سرایت کن با آن سو تر
آنجا که بعضی چای می نوشند
آنجا که وقتی باد می آید
فورأ لباس گرم میپوشند

استان ما این بغض بی پایان
هر روز زخم تازه‌ای دارد
دیگر به اینجامان رسید این درد
بی صاحبی اندازه‌ای دارد

چیزی نمانده دیگر از این شهر
ای سیل بنیان کن خیالت تخت
این – بخت کهنه – زیر گل مانده
کاری نمی آید ز تو – نوبخت –