مچگیری در ویرانه ها

مچگیری در ویرانه ها

   📝. روح اله محمدی

. دهه هفتاد خیلی عجیب بود ، هیمنه ی کمیته انقلاب جای خودش را به تشکیلات منظم سپاه داده بود . هنوز صدای آژیر و بمب و اضطراب از خاطر مردم دور نشده بود که مباحثی چون موسیقی و هنرهای تجسمی با قرائت جدیدی بروز و ظهور پیدا کردند. در کنار جریان پایداری شعر ، نحله های نوین ادبی هم از لحاظ محتوا ، هم از نظر فرم به جامعه تزریق شد.
گفتمان جدیدی فضیلت را از – ریاضت – گرفت و آرام آرام به – اشرافیت – نزدیک کرد.
همانها که قیچی به شلوار جین و آستین کوتاه جوانها می انداختند دزدکی بچه هایشان را به کلاس موسیقی فرستادند.

– من یک ویرانه را تحویل گرفتم – را گمان کنم برای اولین بار مرحوم شاهرودی به زبان آورد زمانیکه قوه قضاییه را از محمد یزدی تحویل گرفت و پس از آن بعنوان یک کلیدواژه در مناسبات سیاسی به کرات تکرار شد.

با روی کار آمدن خاتمی و آن خیزش عجیب مردمی چند چیز فتح باب شد که یکی از آنها همین ٫ مچ گیری در ویرانه ها ٫ بود. مشتاقان به اصلاح و خوش باوران دگراندیش ، همانها که بعدأ از خاتمی هم عبور کردند آن روزها به مدیریت مرحوم هاشمی تاختند و برایش عالیجناب سرخپوش نوشتندو آنقدر اورا به در و دیوار ایده پردازی هایشان کوبیدند که در انتخابات سال بعد مجلس تهران سی ام هم نشد و با ارفاق و مصلحت بینی سی امش کردند که آبروداری کرد و استعفا داد.

اصلاح طلب ها پرونده کرباسچی را رو کردند و آن روز ها که مسئولیت شهرداری با دولت بود با علم کردن فساد کرباسچی و بعدأ قتل های زنجیره ای تیر خلاص را بر پیشانی محبوبیت مرد روزهای سخت انقلاب شلیک کردند و بارها در جراید به هزار زبان نوشتند که خاتمی یک ویرانه را از هاشمی تحویل گرفته است.

بحث مچ گیری و تحویل گرفتن ویرانه آنچنان تسری پیدا کرد که آبدارچی یک اداره کوچک هم وقتی به منصب جدید می‌رسید نگاهی به سماور و یخچال و استکانها می‌انداخت و می‌گفت از من انتظار معجزه نداشته باشید من یک ویرانه را تحویل گرفته ام و ساعتها بین کارمندان در حال جمع‌آوری اطلاعات بود که به مدیر ثابت کند آبدارچی قبلی بابت دادن چای به ارباب رجوع از آنها پاداش می‌گرفته است.

خاتمی اینترنت را آورد و خودش رفت.
احمدی نژاد که روزگاری نه چندان دور فرماندار شهر کوچکی در دولت هاشمی بود ، از پس ارباب خودش برآمد و رئیس دولت شد .
محمود هم گفت که ویرانه ای را تحویل گرفته است و خاتمی بسیاری از فرصت ها را از دست داده است و فی الفور پرونده شهرام جزایری را رو کرد و جزایری را نمونه ای برای نشان دادن ناکارآمدی و فساد در دستگاه دولت قبلی قلمداد کرد.

چرخ روزگار چرخید و سیاست روی عجیب خودش را نشان داد
اصلاح‌طلبان زیر عبای عالیجناب سرخپوش گرد آمدند و به حمایت از او برخاستند ، روزی که هاشمی مجدداً برای ریاست جمهوری ثبت نام کردند آمارهای رسمی و غیررسمی انتخابات را تمام شده می دانستند و ایشان را کاندید بی رقیب قلمداد کردند اما ظاهأ رویه سیاسی بر این بود که کسانی رأی بیاورند که تا یک سال قبل از انتخابات کسی فکرش را هم نمی کرد

خاتمی رئیس کتابخانه ملی و وزیر فرهنگی بیش نبود که از پس مرد همه کاره آن روزها ناطق نوری بر آمد

محمود نهایتاً شهردار تهران بود که از پس کروبی و هاشمی و رضایی و معین برآمد ( یادم است در خیلی از شهرهای کوچک کسی گرفتن ستاد احمدی نژاد را قبول نمی کرد و به ستاد هایش با دیده ترحم می نگریستند )

هاشمی رد شد تا محمود هم برای رد شدن یار غارش ساکت بماند. محبوبیت آن روزهای هاشمی و حمایت اصلاح طلبان باعث شد حسن روحانی که هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد از پس قالیباف و جلیلی و ولایتی برآید و رئیس‌جمهور شود.
روحانی به نسبت رقبایش ، گمنام ترین کاندید سال ۹۲ بود.

  • این هم از عجایب تاریخ سیاسی معاصر ماست –

روحانی هم بلافاصله افاضات فرمودند که یک ویرانه را تحویل گرفته است و سیاست‌های جنگ طلبانه احمدی نژاد باعث از دست رفتن فرصت های اقتصادی زیادی شده است و با رو کردن پرونده بابک زنجانی در کنار دکل گمشده و چک ۱۶ میلیاردی دانشگاه ایرانیان و…. دولت قبلی را به انحراف و فساد متهم کرد.

حالا در سال پایانی دولت روحانی بر هیچ کس پوشیده نیست که رئیس جمهور بعدی هم یک ویرانه را تحویل خواهد گرفت و پرونده های اطرافیان ایشان پیش پیش رو شده اند و فعلا برای دست گرمی از برادر ایشان و برادر معاون اول و خانواده وزرای مستقر و مخلوع شروع کرده اند و احتمالا در پایان دولت باید منتظر استنطاق و محاکمه دیگران بسیاری هم باشند.

تاریخ سیاسی ما دارد تکرار میشود با جملات تکراری ، بیم و امیدهای تکراری ، انتخاب های تکراری .
این وسط مردم بی نوا یک بار به این پناه می‌برند یک بار به آن.
یک بار به امید پیروزی – این – پای صندوق میروند یک بار برای پیروز نشدن – آن –

سفره مردم کوچکتر و غم هایشان بزرگتر شد
سن ازدواج بالا رفته.
بسته های تشویقی کمکی به ازدواج جوانان نمیکند . محیط زیست از بین رفته. آب مدیریت نشده. اعتماد عمومی مردم به نسبت دهه ۶۰ آسمان آسمان کم شده . شادابی اجتماعی در پایین ترین شاخص جهانی قرار دارد.غم نان هنرمندها را شکست داده . نسل جدید با شیب تندی بسمت بی هویتی در حرکت است و….

اگر بگویم که رئیس جمهور بعدی واقعاً ویرانه ای را تحویل می گیرد بیراه نگفته ایم .بدون شک این دولت هم به اندازه قبلی ها شاید کمی هم بیشتر مقصر بوده اما سرزنش کردن مردم و قطار کردن انواع اتهامات از جمله جاعل و خائن و جاسوس و فاسد و… به روسای جمهور ، مشمئز کننده ترین چیزی ست که بین اینهمه بوی بد و خبر بد و اظهار نظر بد به مشام میرسد.
اینهمه اتهام به رییس جمهوری که از فیلتر شورای نگهبانی رد شده است که نه با کسی تعارف دارد نه مماشات ، واقعأ بلاهت محض است.
شورای نگهبانی که سید حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی در هزارتوی کناره هایش گیر کردند و بیرون نیامدند.

اکنون مردم به گورخوابی و پشت بام خوابی و کلیه فروشی و قرنیه فروشی افتاده اند.
مردمی که بارها تا پای جان و مالشان کنار شما ایستاده اند.
پس لطفا تمام وقت مبارکتان را صرف یقه گیری و چنگ انداختن به هم و کی بود کی بود و بگم بگم و خرج کردن ٫ مخزن الاسرار هایتان ٫ نکنید.
زودتر به داد معیشت مردم برسید.
رفاه و آزادی بیان و جامعه مدنی پیشکش