قطعه ای از بهشت در روی زمین

قطعه ای از بهشت در روی زمین

چندی پیش بود که با استاد بزرگواری دریکی از شبکه های اجتماعی بامعرفی یکی از اعضای‌موسسه اویدمهرسارینا اشنا شدم.نامش محبوبه وفامیل اونیز معینی است در حال حاضر آموزگار دانش آموزان استثنایی وشاغل در بیرجنداست

ابتدا بنده بنا به حس کنجکاوی ودوست بزرگواری که از بدو تولدهمراه این حقیرهست و تا به ابد نیز از من جدانخواهد شد (معلولیت) از ایشان سوالاتی پرسیدم که ازصحت موضوع اگاهی بیشتری پیداکنم سوالاتی از قبیل اینکه موسسه شما چند نفرندو هدف تشکیل موسسه تان چیست ؟
وی گفت: موسسه ما بصورت رایگان به معلولین خواندن و نوشتن را آموزش میدهد مخصوصا به انهایی که با توجه به مشکلات خانوادگی و جسمی بازمانده از تحصیل هستند
این را که شنیدم مشتاق ترشدم که به موسسه قدم بگذارم و بروم

و ایشان هم مشتاقانه از حضور من در آنجا استقبال کردند
پس از چندروزکه ارتباط دورادور داشتیم……. شب گذشته توفیق داشتم سرانجام درخدمت آنان باشم
سپس وارد قسمت تدریس این معلم خوش ذوق و خوش فکر شدم
یکی از اقدامات جالب این معلم بسیارباانگیزه این بود که با امکانات کم یک تخته و مداد و دفتر و کتاب و گاهی استفاده از زبان اشاره برای افراد ناشنواو با وسایل آموزشی ویژه به معلولین جسمی و کم توان ذهنی درس خواندن و نوشتن میداد

اورا درکلاسش خانم معینی صدا می‌زدند بسیارباانگیزه بودو
تصمیم گرفته بود مکان تدریسش را درانتهای خیابان موسی بن جعفر که نزدیک ترین محل به منطقه زندگی معلولین است انتخاب کند
.
..در کلاس این اموزگار سن وسال مطرح نبود از ۱۲سال دانش اموزداشت تا……
حتی یک خانم ۵۴ ساله هم بود
هرکس مشتاق یادگیری است ایشان با سعه صدر و لبخندی به لب در یادگیری سواد همراهشان بود

بهتر بگم در کلاس این اموزگار فرشتگانی اسمانی ومشتاق یادگیری را دیدم که حتی با شرایط کاری سختی که داشتند هر طور شده با انگیزه خود را به کلاس درس می‌رساندند
از جمله این دانش اموزان دوبرادر ناشنوا بودند که کلام نداشتند و فقط با زبان اشاره مفهوم خود رابه دیگران می رساندند و برایم جالب بود که با سن نزدیک۴۰سال متاهل بودند و صاحب فرزند و مشغول به کار و حال وقت میگذارند برای تحصیل خودشان

کمی ان طرف ترمعلولی بود بسیار علاقمند به دنیای مجازی و اینستاگرام و به دنبال جذب و افزایش فالورهایش

وهمچنین در این کلاس شخصی با معلولیت ذهنی و جسمی رامشاهده کردم اماان چنان مشتاق یادگیری بود که حتی خانم معینی می‌گفتند کافی است استراحت کن ولی همچنان ادامه میداد و می‌گفت خسته نیستم و هر آنچه که از او خواسته شده بود می‌نوشت

سه سواد آموز دیگر امروز غایب بودند که به علت تغییر شیفت کاری شان ناخواسته گاهی مجبور به غیبت می‌شدند و زمان کمتری درکلاس حضور داشتند

امانکته جالب این ماجرا از اینجا شروع می شد که معلمی بسیار بامحبت و دلسوز و سخت کوش این کلاس را با این جمعیت زیاد و با معلولیت های متفاوت تنهایی اداره می‌کرد و اومیگفت من دیدم معلولین بسیاری هستند که مشتاق یادگیری خواندن و نوشتن و ادامه تحصیل هستند ولی هیچ مکانی تا به حال در بیرجند برای این امر اختصاص داده نشده بود.
برای همین با توکل برخدا موسسه را به دلیل احساس مسئولیت به جامعه معلولین راه اندازی کرده است و افرادی که علاقمندند کمکی در این رابطه بکنند مشتاقانه استقبال خواهد کرد

در پایان خانم معینی اضافه کردند حتی دو همکار محترم جناب آقای خورشیدی و جناب آقای مودی هم در راستای سواد آموزی معلولین خالصانه بدون هیچ توقعی سواد آموزی افراد معلول جسمی در خانه در بیرجند را پذیرفتند و مشغول به کار هستند .
همچنین همکار محترم سرکارخانم امینی هم در خوسف در این امر خداپسندانه گام نهادند و مشغول به کار شدند

که همین جا از این سه همکار عزیزم صادقانه و از صمیم قلب تشکر نموده و آرزوی موفقیت دارم

اخروقت که میخواستم از ان معلم مهربان و انسان های پاک جداشوم چنان حس دلتنگی به من دست داده بود که برای دیدار دوباره آنان لحظه شماری میکنم
درانتهاباید بگویم عمر چو بیش چو کمش بگذرد انچه بماندعمل صالح است فردخداجو به همبن قانع است

گفتگو از امیرحسین صادقپور خبرنگارتوانیاب پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران