قالیباف چگونه تهران را فروخت؟ جدول و نمودار/ آیا نوبت فروش ایران خواهد بود؟

قالیباف چگونه تهران را فروخت؟ جدول و نمودار/ آیا نوبت فروش ایران خواهد بود؟

کارنامه ۱۲ساله محمد باقر قالیباف پر از قانون‎گریزی‎ها و سو استفاده از منفذهای قانون در ویژه‎خواری یاران و دوستانش بوده است، طبق آخرین آمار اعضاء شورای شهر تهران، شهرداری حدود ۲۰هزار میلیارد تومان بدهی و حدود ۴۰هزار میلیارد تومان پروژه ناتمام دارد در حالی که نه تراکم و زمینی برای فروش باقی مانده و نه درآمد  پایداری وجود دارد.
از چند سال پیش که جدی‎تر شدن بلندمرتبه‎سازی‎ها در شهر تهران کم کم کارشناسان شهری  و مردم را در این خصوص  نگران کرده بود که آیا شهر تهران  که پر از بافت‎های فرسوده است و همچنین خطر زلزله آن را تهدید می‎کند، ظرفیت این ساختمان‎های بلند را دارد یا نه؛ شهرداری تهران طبق معمول از این نگرانی استفاده کرد و در این خصوص طرح تفصیلی را ارائه داد، اگر چه این طرح روی کاغذ بسیار خوب به نظر می‎رسد و اگر به آن عمل می شد تهران  می‎توانست تا حدودی  از ساختمان‎های بلند و غیراستاندار، تخلف‎های ساختمانی، تغییرکاربری‎ها و…در امان باشد اما، این طرح فقط روی کاغذ خوب بود و آنچه که در نهایت به آن عمل شد چیز دیگری بود. شهرداری از طرح تفصیلی به عنوان ابزاری برای درآمدزایی استفاده کرد.
ساختمان‎های بلند به چه قیمتی ساخته شدند؟
طرح تفصیلی در سال ۱۳۸۹ با الگویی مبتنی بر پهنه‎بندی جغرافیایی مطرح شد، وجود ضوابط و مقررات شفاف برای ساخت و سازهای شهر، ساماندهی فضای شهری و پاسخگویی به صاحبان اراضی برای هرگونه ساخت‎وساز مجاز از جمله اهدافی بود که ذیل  این طرح ابلاغ شد.
همچنین قرار بود این طرح به آنجا منتهی شود که دیگر شهر مبتنی بر سلیقه  و بخشنامه اداره نشود، به دور از فضای رانت  فساد و مبتنی بر شفافیت باشد، ضابطه‎مند هدایت شود و تخلفات ساخت‎وساز کاهش پیدا کند اما، هیچ کدام از این اهداف محقق نشد. طرح تفصیلی ابزاری شد تا شهرداری بتواند پول بیشتری از کسانی که می‎خواهند ساخت‎وساز کنند  و یا تغییر کاربری دهند بگیرد.
این طرح بیشتر از قبل بستر مناسب برای رانت‎خواری را  برای شهرداری به وجود آورد، تا بتواند در تخلفات و  فساد مالی خود بیشتر غوطه ور شود.
چند سال مردم سرگردان بودند که آیا طرح تفصیلی اجرایی می‎شود یا نه. شهرداری هر سال هشدار می‎داد که هر لحظه ممکن است بر اساس طرح تفصیلی دیگر مجوز ساخت ساختمان‎های بلندتر از ۴طبقه داده نشود. این هشدارها باعث ایجاد تقاضای کاذب برای دریافت پروانه  ساختمانی شد.
براساس اسناد و گزارش‎هایی که در اختیار رویداد۲۴ قرار گرفته است، صدور پروانه ساختمانی با توجه به مطرح کردن طرح تفصیلی توسط شهرداری به عنوان طرحی که بر اساس آن مقرر شد در برخی مناطق ساختمان‎های بیشتر از ۴ طبقه  مجوزی دریافت نکنند در سالهای  ۹۰ تا ۹۲ که این طرح در ابهام بوده است میزان صدور پروانه به طور چشم‌‎گیری نسبت به سال‎های قبل افزایش پیدا کرده است.
قالیباف چگونه شهر را فروخت؟ جدول و نمودار
با توجه  به جدول بالا به خوبی می‎توان فهمید چه تفاوت معنا داری در روند صدور پروانه ساختمانی در دو سالی که طرح تفصیلی در ابهام بود؛ وجود دارد. انگار برای شهرداری اهمیتی  نداشته و ندارد که این ابهامات علاوه بر این که باعث افزایش بی‎رویه ساخت‎وساز، افزایش درآمدهای ناپایدار شهرداری و از دست رفتن بخش بزرگی از اراضی بزرگ مقیاس شهر شده؛ از تهران شهری مملو از ساختمان‎های ناامن مدرن ساخته است که با یک تلنگر بر سر مردمش آوار می‎شود.
استفاده از قانون، راهی برای گریز از آن
مطابق با ماده ۱۰۰ قانون شهرداری، «مالکان اراضی و املاک واقع در محدوده شهر یا حریم آن باید قبل از هر اقدام عمرانی یا تفکیک اراضی و شروع ساختمان از شهرداری پروانه ساخت بگیرند.»
خیلی از مردم عادی مجبورند برای کوچک‎ترین تغییری در ساخت منزل مسکونی‎ و یا مغازه و محل کارشان از شهرداری پروانه بگیرند و پول زیادی  هم برای دریافت این پروانه خرج کنند، در صورتی که به اطلاع شهرداری برسد کسی بدون مجوز کمی خانه‌اش را تعمیر داده است، شهرداری سریع اقدام به پلمپ و متوقف کردن کار می‎کند!
پس مجوز  این میزان از ساختمان‎ها که در تهران ساخته می‎شود که  اکثرا هم  غیراستاندار هستند را چه کسی صادر می‎کند؟ آیا شهرداری برج‎هایی را  که در کوچه‎های تنگ و باریک ساخته  شده‎اند تاکنون ندیده است؟
این میزان تغییر کاربری‎ها که در تهران انجام شده با کدام مجوز است؟ آیا باید باور کنیم شهردار تهران از هیچ کدام از خانه‎هایی که در مناطق پرجمعیت شهر به انبار تبدیل شده‎ و هر لحظه ممکن است آتش بگیرند و جان خیلی‎ها را به خطر بیاندازند خبر ندارد؟ آیا باید باور کنیم که شهردار تهران علت آتش‎سوزی‎هایی که هر روز در یک گوشه از شهر اتفاق می‎افتد را نمی‎داند؟
قالیباف چگونه شهر را فروخت؟ جدول و نمودار
قالیباف چگونه شهر را فروخت؟ جدول و نمودار
نمودارهای بالا آراء صادره کمیسیون ماده ۱۰۰ را از ابتدای سال ۱۳۹۴ تا آخر اردیبهشت سال ۱۳۹۵ نشان می دهد. این نمودارها تا حدود زیادی  گویای تخلفات شهرداری با استفاده از ماده ۱۰۰ است.
آنطور که این نمودارها نشان می‎دهد، میزان تخلفات در زمینه‎هایی که ماده ۱۰۰ آنها را پوشش می‎دهد بسیار زیاد است.به طور مثال در سال ۱۳۹۴ حدود ۱۰هزار پروانه ساختمانی صادر شده است در حالی که ۱۱هزار و نهصد پرونده به کمیسیون ماده ۱۰۰ جهت رسیدگی به تخلفات ارسال شده است.
ماده ۱۰۰ هم به جای اینکه از ساخت و سازهای مازاد ظرفیت شهر، تغییر کاربری ها و… جلوگیری کند،  تبدیل به راهی برای درآمدزایی شهرداری از تخلفات ساختمانی و گسترش شب مردگی در مناطق مرکزی شهر تهران به واسطه تخلفات ساختمانی  شده است.
وضعیت تهران بعد از ۱۲ سال
تهران در وضعیت آشفته‌ای قرار دارد و این را حتی بدون رجوع به آمار و ارقام با مشاهده ترافیک شهری، آسیب‎های اجتماعی، آتش‎سوزی‎هایی که بسیار بیشتر از یک آتش‎سوزی معمولی خسارت به جای می‎گذارند، وضعیت محیط‎زیست، آلودگی هوا  و… می‎توان فهمید اما، آمار ارقام عمق این آشفتگی را بیشتر به رخ می‎کشد.
امروز شهرداری تهران حدود ۲۱ هزار میلیارد تومان بدهی دارد و بیش از ۴۱ هزار میلیارد تومان هم پول لازم دارد تا بتواند پروزه‎های نیمه تمامش را تمام کند.
املاک و اراضی شهر تهران که جزء دارایی و پس‎انداز این شهر محسوب می‎شد امروز بدون هیچ توجیه قانونی و عقلی واگذار شده است. همچنین پروژه‎های بزرگی مثل شهرآفتاب و بانک شهر که قرار بود سرمایه شهرداری باشند؛ واگذار شده‎اند. همچنین هیچ توضیح شفافی در زمینه تراکم‎فروشی توسط شهرداری وجود ندارد.
باید گفت امروز تهران یک شهر ورشکسته است که بیش از ۵۰ درصد از منابع درآمدی‎اش به منابع درآمدی ناپایداری چون فروش تراکم و تغییر کاربری‎ها متکی است. این در حالی است که کلانشهر تهران منابع زیادی برای کسب درآمد پایدار داشت و امروز هم می‎تواند با استفاده از زباله‎ها به درآمد پایدارش بیافزاید.
عملکرد ۱۲ساله قالیباف در مدیریت شهرداری تهران کاملا ناموفق بوده است . در این ۱۲سال شهرداری با وجود رانت‎ها و عدم وجود طرح‎هایی با پشتوانه علمی و تحقیقی تهران را با وضعیتی روبه‎رو کرده است که شهردار بعدی تا سال‎ها بعد هم نمی‎تواند آن را به شرایط عادی بازگرداند.