تولید ترس و استرس در آموزش وپرورش ایران

تولید ترس و استرس در آموزش وپرورش ایران

تولید ترس و استرس در آموزش وپرورش ايران

سجاد بهزادی، دانش آموخته دکتری جامعه شناسی سیاسی نوشت:

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اخبارشرق ایران

نهاد آموزش وپرورش باید مايه آرامش و توليد دانش ، تربيت وتوسعه باشد اما سالهاست كه نقش اين نهاد در كشور ما با نگرانی واسترس براي دانش آموزان و خانواده ها همراه است.

اگر چه يادگيری در نهاد آموزش و پرورش مانند ساير نهادها يك پديده اجتماعی است و با آسيب هاي خاص خودش همراه است؛ اما نقطه خطرناك قصه وقتي است كه آسيب و استرس بر كل روند آموزش وپرورش جامعه آنچنان سايه می اندازد كه كاركرد مثبت اين دستگاه به حداقل خود مي رسد.نشانه های توليد استرس در آموزش وپرورش ايران چيست؟

يكم: بي برنامه گي

هيچ استرسي بالاتر از استرسي نيست كه به دنبال بي برنامه گي حاصل می شود.داشتن برنامه در تمامي اجزاء آموزش وپرورش بسيار مهم است.اين سازمان نمي تواند بدون داشتن يك برنامه ی مدون و دقيق، با ميليون ها مخاطب در گروه هاي سني مختلف ارتباط معنادار ، هدفمند وموثري برقرار كند. اگر برنامه نداشته باشيد بعد از ۸ ماه تعطيلي مدارس نمي توانيد يك نرم افزار ارتباط آنلاين با جامعه هدف ايجاد كنيد و نرم افزار”شاد” شما به پراسترس ترين برنامه آموزشی تبديل مي شود و برخلاف نامش به قصه پرغصه این روزهای خانواده‌ها تبدیل شده و مشکلات متعددی را برای آنان ایجاد مي كند.

دوم: بی عدالتي

بی عدالتی آموزشی ، دومین مولفه ای است که استرس زایی بالایی دارد و جامعه را نگران می کند.بدوت تردیدنابرابری فرصت ها در آموزش و پرورش نتیجه همین بی عدالتی هاست.

همه ما می دانیم تنها نابرابری‌ موجه و اخلاقی است که به خاطر مواردی که تحت کنترل فرد هستند (مانند پشتکار) رخ بدهد و نابرابری‌ که به خاطر عواملی که تحت کنترل فرد نیستند بروز می‌کند، عادلانه و موجه نخواهند بود.در جامعه طبق قانون اساسی می بایست تحصیل با کیفیت به صورت رایگان و عادلانه در دسترس همه افراد باشد.واقعیتی که هر سال کم رنگ تر می شود.

سالهاست كه عدالت آموزشي پاشنه آشيل آموزش وپرورش ما شده است.نابرابري فرصت های آموزشي هر سال بيش تر خود را نشان مي دهد وشكاف دسترسي به سيستم آموزشي استاندارد و عدالت محور بيشتر از هميشه است.بی عدالتی در هر نوع آن سبب استرس و مایه نگرانی شدید جامعه می شود.

سوم: بي كيفيتي

گفته مي شود بدون یادگیری عمیق مهارت‌های مختلف در دوران تحصیل، آموزش هاي فراگرفته شده منجر به توسعه نمی‌شود.سالهاست كيفيت دانش عمومي و تربيتي يك دانش آموز فارغ التحصیل شده ، چالش جدي جامعه ما است. سطح سواد وتربيت دانش آموزان فعلي با گذشته بسيار متفاوت است و مورد نقد جدي صاحبنظران قرار دارد.

آموزش وپرورش در اين زمينه هرگز متناسب با تحولات و تغییرات در ساختارها و لایه های اجتماعی و مطالبات جوانان پیش نرفت و محتواي كتب درسي نيز انعطاف لازم را نداشت. حالا كه در جنگ كرونا گرفتار شده ايم خدا مي داند تضمین کیفیت آموزش چگونه خواهد شد. چه كسي فرآیند یادگیری در آموزش مجازی فعلی از طریق سامانه “شاد ” را تضمين مي كند؟

آموزش و پرورش سالهاست افرادی را تربیت می کند که مهارت‌های ارتباطی، نوشتاری و اجتماعی آنها نه تنها مطلوب نیست،بلکه معیوب است.

دانش آموزان زیادی از دبیرستان‌ها فارغ­ التحصیل می‌شوند بدون آنکه بتوانند مشکلات ساده زندگی روزمره را تحلیل کنند، برایش راه­ حلی بیابند و ایده‌ها و افکار خود را با زبانی روشن و دقیق بر روی صفحه کاغذ بیاورند.

چهارم: روح آزاري

از نگاه روانشناسي وجامعه شناختي بيشتر بیماريهاي روانی وكاستي هاي اجتماعي از کودکی و نوجوانی فرد را درگير مي كند.آموزش وپرورش با عملكرد خود روح كودكان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد. به باور من ريشه بسياري از آسيب هاي اجتماعي را بايد از مسير تحصيلي ودوران مدرسه افراد مورد بازبيني قرار داد.

كنكور يكي از پرواضح ترين عامل اين آسيب اجتماعي است. نظام آموزش و پرورش به دلیل کنکور استرس زايي كه دارد سبب بروز آسیب های جدی اجتماعی و روانی می شود و روح نوجوانان را مي خراشد.استرس های کنکور، استرس های شب امتحان و حفظ تلمباری از کتاب هایی که خیلی زود فراموش می شود و مواردی از این دست آزار دهنده ی روح و روان دانش آموز است.

پنجم: روح سلطه گری و سلطه پذیری

دکتر رنانی اعتقاد دارد “آموزش سلطه پذیری در مدارس ما زمینه ای برای سلطه گری در جامعه می شود”. متاسفانه بر خلاف بسیاری از سیستم های آموزشی و تربیتی در دنیا، رفتار و نوع آموزش معلمان ما در مدارس ، روح سلطه گری و سلطه پذیری را تقویت می کند؛ بدان معنی که معلم می گوید و مخاطب باید گوش بدهد و تقریبا دیالوگ موثری هم در فرایند تعلیم و تربیت بین معلم و دانش آموز رخ نمی دهد. این رویکرد در نهایت عقده ها و استرس های بزرگی به همراه آن زاده می شود که خانواده را بعنوان یک نهاد مهم جامعه ، درگیر می کند.

در نتيجه اين يادداشت مي توان گفت فرصتي كه براي جهان يك شكوفايي به دنبالش هست براي ما تهديد شده است وهرساله فرایند تعلیم و تربیت در مدارس ، براي خانواده ها و دانش آموزان با استرس همراه است و تولید و تكرار مداوم این استرس خانواده های زیادی را از پای در می آورد، دانش آموزان زیادی ترک تحصیل می کنند و در آسیب های اجتماعی غرق می شوند.

در حقيقت نوع كاركردي كه آموزش وپرورش دارد و ارتباط عمودی و یک سویه ای که معلم با مخاطبان خود برقرار می کند،استرس زا و عذاب آور است و این استرس روزانه وقتی دائم تکرار می شود، ساختار خانواده را در دام بزرگ‌تری گرفتار می کند