آبی برای آسیاب دلواپسان؛ پاسخی به سرمقاله روزنامه آوای خراسان جنوبی؛

آبی برای آسیاب دلواپسان؛ پاسخی به سرمقاله روزنامه آوای خراسان جنوبی؛

استان ما، استانی خاص در بین کل استان های کشور است. استانی که همیشه عادت دارد دست به کارهای محیرالعقول بزند و باعث شود مردم کل ایران با شنیدن نام آن انگشت بر دهان بمانند. نمونه آن انتخابات سالیان قبل در این استان است.

اما اخرین انتخاب که انتخابات مهمی در کشور بود و در دوماه گذشته نقشه چهارماه آینده کشور را با قلم اعتدال، عقلانیت و مصلحت ترسیم کرد، انتخابات ریاست جمهوری بود که با پیروزی دولت و حامیان اصلاح طلب آن به به پایان رسید. اما ظاهراً این انتخابات هنوز برای افرادی غیر قابل هضم است. افرادی که قبل از انتخابات  با توپ پر و بی پروا از کلیه کلمات چه داخل و چه خارج از دایره خط قرمز استفاده کرده بودند ولی باز هم نتوانستند اعتماد مردم را کسب کنند، حال به هر دیواری سنگ میزنند تا شاید از آن دیوار برایشان خاکی بپاشد.

القصه در استان ما وضعیت اینگونه است که همیشه برخلاف مردم کل کشور حرکت کرده ولی توقع دارد از همه بیشتر از سفره بیت المال سهمی ببرد. لیکن در این میانه دوستان ما در رسانه های استان، چند وقتی است با فراموشی از کردار خودشان، عَلَم «لاتَفَرَقو» برداشته اند و مدام گله دارند که چرا گروه های اصلاح طلب و حامی دولت خواهان تغییرات گسترده مدیران هستند.

ظاهراً عزیزانی که بیش از یک دهه است که بر صندلی های مدیریتی استان تکیه کرده اند، دیگر توان بلند شدن از این صندلی ها را ندارند از این رو دست به دامان دوستان صاحب قلمشان شده اند تا این بار نیز با فرافکنی و ایجاد هیاهو و سیاسی بازی، سعی در حفظ صندلی خود کنند.

از این رو در روزنامه “خراسان جنوبی  مورخ” شنبه ۱۰ تیرماه، مطلبی با عنوان ” آبی به آسیاب تفرفه در استان! “به چاپ رسانده اند. نویسنده دلواپس این مطلب البته سعی کرده است با فراموش کردن  لطف ها و خدمات مدیریتی همفکران خود در این چندین ساله، سعی کند با ریختن اشک تمساح برای این استان، هم کیشان خویش را دلسوز و پدر این استان نشان دهد که سعی در مدیریتی بی نقصی در این استان دارند ولی عده قلیل اصلاح طلبان و حامیان دولت پرچم نفاق را برداشته و سعی در تفرقه دارند!

نکته جالب این متن این است که این عزیز دلواپس، چندین بار ضمن توهین، تهمت زدن و قضاوت در مورد اصلاح طلبان و حامیان دولت در جایی آنها را  مدعی ” سهم خواهی های دور از انتظار و فرصت طلبی های غیرقابل باور” و در جایی دیگر  جایی تحلیل های سیاسی آن ها را ” درخواست ها، شانتاژها و فشارها و سیاسی بازی های نامبارک و ناشیانه” میخواند. در جایی هم اصلاح طلبان را افرادی ” دوستان کم تجربه و البته پرحرارت سیاسی” و البته “سیاسیون نوظهور” میداند که در پی ” باج خواهی های بی محابا ” هستند نه “انتقاد دلسوزانه از مدیران استان” هستند و البته اشاره دارد به اینکه  ” اتاق فکر بخش مهمی از این فعل و انفعالات و سهم خواهی ها در بیرون از استان ” است و مدعی شده است که بسیاری از افراد حامی دولت و اصلاح طلبان طی هفته های گذشته از این جریان خارج شده اند به نوعی بین آنها تفرقه افتاده است. همچنین در جای دیگر با تهدید می گوید اگر مدیران همسو با دولت انتخاب شوند، این کار ” انتحار اجتماعی بوده و منطقه را تا مدتها دچار تنش و التهاب خواهد کرد“.

آقایان دلواپس با چه تفکر و استدلالیبه این نتیجه رسده اند که چون در این استان نزدیک به ۶۵ درصد مردم به رقیب دولت رای داده اند، پس باید همان تفکر قبلی در این استان کارها اداره کند؟ اگر قرار بود همان تفکر بماند که امروز ما این مشکلات را در استان نداشتیم . همچنین ایشان با چه تحلیلی میگوید که اگر چنین شود اتفاقی این گونه می افتد؟ آیا این یک تهدید نیست؟

حال جای اولین سوال این جاست که چه شده است دلواپسان به ظاهر دوست، امروز، پیراهن دلسوزی برای این استان را بر تن کرده اند و برایش اشک تمساح میزیرند؟ حال آن که بیش از ۱۲ سال است که در ریل قدرت طلبی و انحصار گرایی در حرکتند و هیچ انتقادی را بر نمی تابند؟

برای سوال دوم باید پرسید که چرا دلواپسان که این چنین ترس از دست دادن صندلی هایشان ادب را از زبانشان گرفته است، شعار “ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت” سر می دادند؟

برای سوال سوم باید پرسید که آیا دوستان دلواپس شعارگوی ما، به چه کاری در طول این سالها می توانند افتخار کنند تا باز هم بوسیله آن مدافع اقدامات مدیریتیشان باشیم؟ کدام اقدام جدی و عملی و با اندیشه ای را در طول این چند سال مدیریت دولتی و نمایندگی مجالس اصولگرایی در استان دیده ایم که امروزه آقایان ادعای مدیریت و رهبری استان را دارند؟

کاش گاهی به این می اندیشیدیم که  این کارخانه های تعطیل شده در طی این سالها، این مشکلات اقتصادی بوجود آمده برای مردم این استان پهناور ولی کمتر توسعه یافته در کنار سایر مشکلات فرهنگی بوجود آمده حاصل مدیریت کدام سلیقه فکری است؟

کاش می اندیشیدیم که گاهی بهتر نیست اندیشه ای نو، انگیزه ای پویاتر و جوان تر پا بر عرصه بگذارد تا گره ای از مشکلات را بگشاید به جای آنان که در  سالیان گذشته هر روز گره ای بر مسکلات اضافه کرده اند؟

 

محمدرضا یعقوبی

عضو شورای مرکزی حزب مردم سالاری